فقط بسیجیها بخوانند!

پدیده ی بی نظیردر بيانات اخیرامام خامنه ای(حفظه الله) در دیدار بسيجيان خراسان شمالى‌

*هر جا حضور بسيج و حركت بسيجى در هر ميدانى احساس شده است، ما پيشرفت داشته‌ايم؛ اين يك تجربه‌ى مهمى است.

* اين پديده، پديده‌ى بى‌نظيرى است. آيا ملتهاى ديگر، انقلابهاى ديگر، حضور مردمى نداشتند؟ چرا در انقلابهاى ديگر توده‌ى مردم حضور داشتند؛ منتها با تفاوتهاى بسيار عميق و تأثيرگذارى. درتاريخ، دو انقلاب كبير فرانسه و انقلاب كمونيستى در شوروى در حد انقلاب ما در دنيا معروف است؛ دراينها مردم بودند، اما حضور مردم در آنها با حضور بسيجى متفاوت است.من حالا اندكى از خصوصيات حضور بسيجى را عرض ميكنم::

1-اولاً اين مجموعه‌ى عمومىِ مردمى از اول داراى سازماندهى بود؛ اين يك خصوصيت منحصربه‌فرد است.

2-مهمتر از اين، خصوصيت ايمان و برخاستن از احساس تكليف شرعى بود. در انسان مؤمن هم احساسات وجود دارد؛ ليكن اين احساس با ايمان ما كنترل ميشود.

3-يك خصوصيت ديگر اينكه همه‌ى قشرها در بسيج حضور دارند؛ شهرى هست، روستائى هست، جوانِ نوخاسته‌ى نوسال هست، پيرمرد كهنسال هم هست. در اينجا(بسیج) روشنفکرها يك كنارى نايستادند. در بعضى از اين انقلابها گروه روشنفكران قاطى مردم نميشوند.

4-خصوصيت ديگر، پابه‌ركاب بودن است. سى و سه سال از انقلاب ميگذرد. حضور توده‌اى ها در انقلابهاى گوناگون، حداكثر يك سال بوده اما بسيج هنوز در صحنه است. چهره‌ى بسيج، چهره‌ى جوانى است. اين معنايش اين است كه نسلهاى نوظهور و پى‌درپى، اين حضور مردمى را از دست نداده‌اند.

** وقتى مجموع اين نكات را كنار هم ميگذاريم، به اين نتيجه ميرسيم كه بسيج يك پديده‌ى شگفت‌آور و رمزآلود و رازآلود و استثنائىِ نظام جمهورى اسلامى است.

*چرا در شعارهاى كسانى كه حرف خودشان را از راديوى اسرائيل ميگيرند، در درجه‌ى اول، شعار بر ضد بسيج است؟ اين(بسیج) كليد طلائىِ حل بسيارى از مشكلات آينده، مورد بغض كسانى است كه نميخواهند آينده، آينده‌ى موفقيت‌آميزى براى نظام باشد.

[برخی خصوصیات بسیجیها را در ادامه بخوانید]

سلامتی سیدوسالار بسیجیا بفرسید!

ادامه نوشته

پاشو برادر!

جوجه ی مجموعه حسابش میکردم البته بارشد روزافزون.

یکی از روزایی که ساعت ۹ازخواب بیدارشدم وداغون واعصاب خرد از نمازصبح قضاشده،یک لیوان شربت آبلیموی داغ زدم ورفتم سراغ موبایل..

 3unread messages

3missed calls

اسمس سوم رو که باز  کردم آتیش گرفتم به حدی که تو پیاده رو خیابون وحتی الان هنوز به اون فکر میکنم وبا چشم نمناک برا عاقبت بخیریش دعا میکنم. نوشته بود:

پاشو برادر.

آن که سحر ندارد           زخود خبر ندارد.

04:40  ;9oct

ادامه نوشته

و امروز ظهر

حالا دیگه از خودم بدم میاد!!!

 

حالا دیگه از این که جزء نماز خونای دانشکده علوم اجتماعیم٬ بدم میاد!

 

حالا از اینکه دولا وراست بشم بدم میاد!

 

حالا از بعضی نمازخوناش شاید...!

 

حالا از...

 

وقتی از سر چنان کلاسی با رضایت پامیشم و میرم نمازخونه!

وقتی که کمی باماهیت جامعه شناسی آشنا شدم! وهرآنچه درذهن از آن میترسیدم کمی شنیدم!

باایندروسجزمقابلهکارینمیتوانکرددرمقامبندگیخداوندیکهبهقولنیچهدراینتفکراتمردهاست.

دراین تفکرات رو من اضافه کردم که مشکل لفظی شرکی نداشته باشد. خدای ناکرده.

و از درون تهران می نویسم

اولین جمله در قالب جامعه شناسی

خلاصه که رسیدم دانشکده(البته اگه حوصلم شد مشروح باحالی داره) ٬ ومواجهه ناگهانی با اولین جمله در قالب رشته تحصیلی پرماجرایم::

وقت اذان طبیعتا به دنبال نمازخانه میگشتم و قبل از آن سرویس بهداشتی آقایان که در طبقه دوم دانشکده تابلوی آن را یافتم٬ ودر همان حوالی آن لحظه شگفت فرارسید٬ ظریف وذیرکی چندان جمله را به جان مخاطب رسوخ میداد که درتسلط بر معنای دیکتاتوری بلاشک  سرآمد دانشکده می نمود٬ باخطی که از علم لبریز بود در جواب شعار آشنای مرگ بر دیکتاتور چنین به مقابله برخواسته بود:

ظاهرا بعضی معنای دیکتاتوری را نمی فهمند!

البته مهم در این سخن حسن استفاده از ضرب المثل "هر سخن جایی و... " بود که جا دارد ضمن تشکر از دغدغه داران این وادی ٬ محل استفاده از جمله مذکور را چنان به رخ دگران بکشانم که درسی وتجربه ای کسب کنند. وآن مکان جایی نبود جز٬

فلاش تانک دستشویی سوم از سمت راست!!!

با ما مصیبتی ست که عالم خبر شده ست

با شرمندگی تمام در پیشگاه حضرت حجت::

چند بیتی برای ادای دین"

روی گل محمدی از اشک، تر شده ست

با ما مصیبتی ست که عالم خبر شده ست


با ما مصیبتی ست که ورد زبان شده

با ما مصیبتی ست که خون جگر شده ست


دشمن به فتنه سنگر تصویر را گرفت

لشکر نبرده ایم و نبردی دگر شده است


آن سوی خنده ها، همه دندان گرگ بود

اینک زبانشان به دهان ، نیشتر شده ست


از هیچ زاده اند و پی هیچ، زیسته

شیطان ، براین جماعت ابتر، پدر شده است


نمرود تیر بسته به زیبایی خدا

زیبایی خدا ، به خدا بیشتر شده است


عالم، هنوز در صلوات است و همچنان

این رایت نبی ست که بر بام، بَر شده است

 شعر از شاعر محترم میلاد عرفان پور

ادامه نوشته